ميرزا شمس بخارايى
54
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
يارى آنان به بخارا فرستاد تا جنگهاى گوناگون آن سامان را كه در حال گسترش بود ، فرونشانند . « 1 » در خور نگرش است كه در واپسين روزهاى زندگى نادر شاه ، درگيريهاى داخلى ايران بويژه خراسان - به اوج خود رسيد ؛ چنان كه شاه قلى خان ، حاكم مرو از مالياتهاى سنگين كه بر مردم مرو و حوالى آن بسته شده بود ، به ستوه آمد و با هميارى محمّد رحيم خان اوزبك پرچم مخالفت بر افراشت . نادر شاه ناگزير شد در زمستان 1159 ه . ق / 1746 م ، از اصفهان به مشهد برگردد . « 2 » امّا بعد از حركت شاه قلى خان ، گروهى از سر كردگان اوزبك كه در رأس آنان محمّد امين خان حصارى ، محمّد امين خواجه نقيب و خواجه كلان قرار داشتند ، رأى رحيم خان را از اين قيام برگردانيدند كه : « تو از جملهء بنده زادگان حضرت صاحبقرانى . و تو را چه بر اين داشت كه با طايفهء قزلباش همداستان شوى ، و خود را و ما را نمك به حرام درگاه فلك احتشام سازى ؟ » رحيم خان كه مرد زرنگ و كار آزمودهاى بود از اين درگيريها بهره برد و « به ركاب همعنان صاحبقرانى مشرف و شاه قلى خان را متهم به نمك بحرامى و ياغيگرى ساخت . » « 3 » نادر مجلسى ترتيب داد و خواست با مشورت بزرگان بخارا يك تن از فرزندان خود را به فرمانروايى بخارا برگزيند ، محمّد رحيم خان نپذيرفت و گفت : « از مبداء ظهور دولت چنگيز خان تا نوبت شيبانى خان ، تزلزل در بنيان دولت ماوراء النهر راه نيافته بود ، اكنون به عنايت واهب بىمنّت ، [ در دولت ] شاه و الا مقام تصرف بلاد ماوراء النهر [ ميسّر ] گرديد ، به شكرانهء اين موهبت عظمى مراعات اين خاندان را لازم شمرده ، از فرط شفقت و كمال احسان ماوراء النهر مرفوع و مسلم داشته ، از سر وثوق و اعتماد در قبضهء اهتمام اين دولتخواهان ثابت الانقياد سپارند تا از دودمان چنگيزى ديگرى را به سلطنت بخارا استوار گردانيم كه سر از جادهء انقياد شهنشاه ايران بيرون ننهند . » « 4 » نادر ، پيشنهاد محمّد رحيم خان را پذيرفت و ظاهرا در همان مجلس ، ابو الفيض خان
--> ( 1 ) . مأخذ پيشين . ( 2 ) . تاريخ ايران / 610 - 614 ؛ دولت نادر شاه افشار / 165 - 261 . ( 3 ) . عالم آراى نادرى ، ج 3 / 1117 . ( 4 ) . كشكول سليمى / 255 .